تبليغاتX
آرش تودشکی - شرح حال من از قديم تا امروز

K17

بيان مستقل بعضی از ديدگاه های شخصی نگارنده بلاگ

شرح حال من از قديم تا امروز

آرش تودشکی

    از سال 1998 بصورت اجباری رسماً وارد دنيای حرفه ای برنامه نويسی شدم. برنامه نويسی اگر به عنوان شغل، تنها منبع درآمد و تنها ابزار برای حل مشکلات به آن نگاه شود نياز به محيطی آرام، ساکت و دور از هياهوی جامعه دارد. اغلب مدت زيادی در چهار ديواری کوچکی حبس می شدم، مشغول فکر کردن بودم و تا يافتن راه حل مناسب خودم را از کليه نيازهای ضروری مثل آب و غذا، حمام کردن، اصلاح صورت و توالت رفتن محروم می کردم. بهترين تفريحم تنها قدم زدن در ساحل دريا (وقتی هوا ابری و دريا طوفانی می شد) و يا پياده روی های طولانی و بی هدف در دل بيابان بی انتها بود. شايد همين تمرين و خودآزاریهای مستمر باعث شده اين روزها هيچ چيزی را جدی نگيرم و از شرايط سخت خم به ابرو نياورم! به هر حال اين روند بر روی نگرش و دوستی های من بی تاثير نبود و اکثريت دوستانی که با آنها ارتباط داشتم، نوعی همکار و همفکر بوديم. همه ارتباطاتمان خشک و کاری بود و حتی احوال پرسی های تلفنی ما بدون استثتاء حاوی ردوبدل کردن چند خط برنامه کامپيوتری می شد. اما در بين تمام اين دوستان، خاطرات فراموش نشدنی را در طول 14 ماه طراحی و اجرای موازی چند پروژه Database با يک مهندس الکترونيک باهوش و با پشتکار قوی اهل اسلامشهر داشتم. اين دوست عزيز کسی نبود بجز روح الله فلاحتی که سالها از او خبری نداشتم، تا اينکه امروز پيامی بسيار کوتاه اما دلچسب از او دريافت نمودم و اين پست را بصورت اختصاصی به افتخار او نوشتم. من که از آن موقع تا حالا چيزی در زندگيم تغيير نکرده و هنوز مثل قديمها هر پروژه ای پيدا کنم، خودم را به آن آويزون می کنم. ولی نمی دانم وضعيت مهندس روح الله از آن موقع تا حالا تغييری کرده يا نه؟!

+ اين مطلب را در شبکه هاي اجتماعي  Balatarin Donbaleh Cloob100C Facebook FriendFeed reddit del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo stumbleupon  و يا  بلاگ‌نيوز  با دوستان خود به اشتراک بگذاريد و يا در مورد موضوعات متنوع بيشتر بدانيد.

+ نوشته شده در  17 Apr 2009ساعت 21:59  |