برق در سيم و آب در لوله
آرش تودشکی
توسعه شبکه برق اطراف محل کارم و نياز ضروری من به منبع برق سه فاز با
ظرفيت 60 آمپر خروجی يک هفته ای است که ذهن من را بد جوری به خود معطوف
کرده. تکنسينها خيلی با من در اين مدت همکاری کرده اند و هر موقع که روی
اتصالات سيمهای سه فاز کار نمی کنند آنها را موقتاً چند دقيقه ای برای من
برقدار می کنند. و قبل از اينکه برق را قطع کنند با من تماس می گيرند تا
مطمئن شوند قطع برق مزاحمت برای کار من ايجاد نمی کند. اما اين اتفاقات
باعث شده چند سال زندگی نکبت بارم در شهر بندرعباس را دوباره به ياد آورم. آنجا
در گرمای وحشتناک 48 درجه برق و آب با هم قطع می شد و کسی هم پاسخگو نبود.
در آن شرايط هفته ای يک بار حمام می کرديم آن هم اگر شانس می آوريدم و آب
وسط کار قطع نمی شد. بوی تعفن بدن عرق کرده هم ديگر را در اتاق 4 در 4
متری که 9 نفر در آن زندگی می کردند تحمل می کرديم. کل آبی که در زمان وصل
بودن آب که زمان مشخصی نداشت، از شير سماور متصل به لوله زنگ زده آفتاب
خورده می شد ذخيره کرد، در حد يک آفتابه و يک بشکه 20 ليتری بود که بايد
به مصرف 9 نفر می رسيد. تازه شهر بندرعباس گل سرسبد شهرهای هرمزگان بود.
بندر خمير، جاسک و لنگه هم بودم. وضع آنجا واقعاً خيلی بدتر بود. نمی دانم
چرا هيچ خاطره خوشی از ايران ندارم که من را به بازگشت اميدوار کند.
+ اين مطلب را در شبکه هاي اجتماعي
و يا
بلاگنيوز
با دوستان خود به اشتراک بگذاريد و يا در مورد تفاوت های مالزی بيشتر بدانيد.


