آرش تودشکی
در رابطه با ادعای توليدکننده نوشيدنی
Red Bull مبنی بر اينکه اين نوشيدنی انرژی بخش است، از
قديم اختلاف نظرهای زيادی وجود داشته است. در حال حاضر، دانشمندان زيادی در حال تحقيق در مورد صحت و سقم موارد اعايي اين شرکت هستند. از جمله تحقيقات جالب می توان به اثر اين نوشيدنی بر فشارهای عضلانی که در دانشگاه
Saskatchewan کانادا و اثر مصرف بی رويه نوشيدنی Red Bull بر تپش قلب که در دپارتمان عصب شناسی دانشگاه
Bologna ايتاليا انجام شده اشاره نمود. اما خبری در رابطه با "مرگ دانش آموز 21 ساله در کلاب شبانه" که در سال جاری توسط
Telegraph Media منتشر شد، حساسيت اين موضوع را بيشتر کرد. تا اينکه روز گذشته
BBC با انتشار خبر اثبات وجود Cola در تست مواد مخدر، که توسط آلمانی ها انجام شد، پرده از راز نهفته انرژی زا بودن اين نوشيدنی برداشته شد.
David Pescovitz با انعکاس اين خبر پرسيده "آيا واقعاً ماده مخدر کوکايين در Red Bull پيدا شده؟". در پاسخ
Rita Pereira می گويد "آنچيزی که با نوشيدنش احساس بال در آوردن می کرديد، در شش منطقه از آلمان حاوی ماده مخدر کوکايين شناخته شد." او با تعجب افشا می نمايد که
Britney Spears و
Lindsay Lohan عاشق نوشيدن آن هستند. بلاگر ديگری به نام
Devin Coldewey با اشاره به قسمتی از
يک جک که در آن به کاراکتر آن گفته شده "Matt، نوشيدنی ردبولت داخل فريزر است" اين گونه به Matt يادآوری می کند "Matt، در داخل نوشيدنی Red Bull تو کوکايين وجود دارد.". نتيجه گيری بر عهده شما.
+ نوشته شده در
27 May 2009ساعت 14:24
|
آرش تودشکی
خبر رسيده که دشمن دوست نمای قديمی بالاخره بعد از چند سال با استعانت از هنر زيرآب زنی، پله های نردبان ترقی را بالا رفته و بر ميز بی صاحب که قبلاً متعلق به من بود تکيه زده. اميدوارم شعر زير شيشه را مطالعه بفرمايند. برای چنين روزی به روکش زير شيشه چسبانده شده بود.
تکيه بر ميز رياست پي خدمت زيباست / اگر انگيزه ات اين است خدا يارت باد
شکر نعمت کن و غافل مشو از ياد خدا / کاين امارت به تو يزدان نه چنين ارزان داد
پيش از اين ميز از آن دگري بوده و باز / بعد از اين هم به نام دگري اي استاد
ما همه خلق خداييم چه پير و چه جوان / همه مخدوم و ولينعمت و چون سرو آزاد
بنده پير مغانيم و بر اين درپا بست / چه غم ار غير به رومان در دولت نگشاد
انتظاري نبود گر نکند وعده وفا / ز وفا عاشق مسکين سر کويش جان داد
حب اين ميز خدا را نبرد از يادش / که نبايد ببرد حرمت پيران از ياد
تکيه بر گردش ايام نشايد شيدا / کاعتمادي نبود بر سر اين بي بنياد
+ نوشته شده در
24 May 2009ساعت 1:26
|
آرش تودشکی
بعد از چند ماه بيکاری، دوباره کلی کار سرم ريخته و فرصت هيچ کار فوق برنامه ای را ندارم. از دوستان عزيز خواهش می کنم برای مدتی با من تماس نگيرند. امروز 15 دقيقه وقت گذاشتم و همه شماره تلفنهای شما را به ليست No Screening گوشی موبايلی که فعلاً بصورت موقت از آن استفاده می کنم، اضافه نمودم.
+ نوشته شده در
1 May 2009ساعت 11:48
|
آرش تودشکی
موفقيتهای پی در پی اخير باعث شده حس بدی در من ظهور کند. احساس می کنم بيش از حد مغرور شده ام و اين غرور بيهوده دامنه ديدم را تنگ و تنگتر کرده. با خودم عهد کرده بودم هيچ وقت به پشت سرم نگاه نکنم و فقط به آينده و آنچه پيش رويم است بنگرم. ای کاش دوستان مدتی من را رها می کردند. نياز به کمی بی توجهی دارم.
+ نوشته شده در
23 Apr 2009ساعت 23:9
|
آرش تودشکی
از سال 1998 بصورت اجباری رسماً وارد دنيای
حرفه ای برنامه نويسی شدم. برنامه نويسی اگر به عنوان شغل، تنها منبع درآمد و تنها ابزار برای حل مشکلات به آن نگاه شود نياز به محيطی آرام، ساکت و دور از هياهوی جامعه دارد. اغلب مدت زيادی در چهار ديواری کوچکی حبس می شدم، مشغول فکر کردن بودم و تا يافتن راه حل مناسب خودم را از کليه نيازهای ضروری مثل آب و غذا، حمام کردن، اصلاح صورت و توالت رفتن محروم می کردم. بهترين تفريحم تنها قدم زدن در ساحل دريا (وقتی هوا ابری و دريا طوفانی می شد) و يا پياده روی های طولانی و بی هدف در دل بيابان بی انتها بود. شايد همين تمرين و خودآزاریهای مستمر باعث شده اين روزها
هيچ چيزی را جدی نگيرم و از
شرايط سخت خم به ابرو نياورم! به هر حال
اين روند بر روی نگرش و دوستی های من بی تاثير نبود و اکثريت دوستانی که با آنها ارتباط داشتم، نوعی همکار و همفکر بوديم. همه ارتباطاتمان خشک و کاری بود و حتی احوال پرسی های تلفنی ما بدون استثتاء حاوی ردوبدل کردن چند خط برنامه کامپيوتری می شد. اما در بين تمام اين دوستان، خاطرات فراموش نشدنی را در طول 14 ماه طراحی و اجرای موازی چند پروژه Database با يک مهندس الکترونيک باهوش و با پشتکار قوی اهل اسلامشهر داشتم. اين دوست عزيز کسی نبود بجز روح الله فلاحتی که سالها از او خبری نداشتم، تا اينکه امروز پيامی بسيار کوتاه اما دلچسب از او دريافت نمودم و اين پست را بصورت اختصاصی به افتخار او نوشتم. من که از آن موقع تا حالا چيزی در زندگيم تغيير نکرده و هنوز مثل قديمها هر
پروژه ای پيدا کنم، خودم را به آن آويزون می کنم. ولی نمی دانم وضعيت مهندس روح الله از آن موقع تا حالا تغييری کرده يا نه؟!
+ نوشته شده در
17 Apr 2009ساعت 21:59
|
آرش تودشکی
به تبع پست قبلی که از
تبليغات ناخواسته نوشته بودم، برای مفابله با ارسال کننده آنها دنبال چيزی در امکانات موجود می گشتم که با بی دقتی در آزمايش آنها، امکان ارسال SMS و تماس موبايلم را تا امروز از دست دادم و همينطور 20 و چند رينگيت اعتبار داخل آن را. اين اتفاق نادر باعث نگرانی دوستان شده بود تا جايی که برادر و دوست عزيزم
اميدرضا سعادتيان با ارسال SMS با حالتی نگران پرسيد "آيا تو مالزی هستی؟!". به هر جهت ما برای هر کسی نقش بازی کنيم همه منظوره نوکر دربست اميد خان هستيم. فقط کافيه يکی از آن تار سيبيلهای گرويي را آنيش کنی. اما از اين حرفها گذشته جا دارد از همه دوستانی که با ارسال SMS های پر محبت خود من را در اين مدت خجالت زده نموده اند، بصورت يکجا تشکر و قدردانی کنم. خصوصاً آقای عقيل قرآئی که فکر می کنم الان در ايران تشريف داشته باشند.
+ نوشته شده در
23 Mar 2009ساعت 20:18
|
آرش تودشکی
از امروز پيش نمايش يوتيوب، پيکاسا، فيليکر و يلپ را در
Gmail، بدون نياز به کليک بر روی لينک و رفتن به صفحه ديگر مشاهده نماييد.
+ نوشته شده در
19 Mar 2009ساعت 13:32
|
آرش تودشکی
چند روز گذشته،
پس از فهميدن اين موضوع که ميزان
IQ من خيلی پايين (کمی بيشتر از جلبک) است دچار افسردگی شديد شده بودم. خصوصاً داشتن
پيش زمينه قبلی و دچار شدن به
آلزايمر، حالم را بدتر کرده بود و نزديک بود کارم به تيمارستان بيافتد. اما امروز صبح با نااميدی تمام اقدام به شرکت مجدد در تست جديد آی کيو نمودم و نتيجه در عين ناباوری 125 شد! اين پيام هم پس از رسيدن به اين نتيجه برای من نمايش داده شد که "شما هديه ای را در اختيار داريد. بنابراين آن را از بين نبريد. برای شما تکامل در همين کنارتان است!". هرچند جای بسی اميدواری است. اما هنوز معتقدم فالگير، رمال، روانشناس، جادوگر، آمارگير،
دعانويس و تدارکچی همه يک مشت جاسوس آدم فروش و ... هستند و اين تست
آی کيو هم کاسبی جديدشونه. باز هم تکرار می کنم که چهار روز ديگه هم يکی از همين به اصطلاح آغا
زاده ها مسئول سرقفلی صادرات و واردات تست آي کيو خواهد شد و بدون تعارف
هنوز همه سر کاريم.
+ نوشته شده در
14 Mar 2009ساعت 13:43
|
آرش تودشکی
اين روزها دروغ را با گوشهايم می شنوم و حقيقت را دارم با چشمانم می بينم. خدا را شکر می کنم که فريب اين جماعت رياکار را هنوز نخوردم. قسم می خورم تا آخر عمرم هم راهی براي موفقيتشان باز نخواهم کرد و هرگز نمی گذارم به خواستهای پليدشان برسند.
+ نوشته شده در
7 Mar 2009ساعت 23:4
|
آرش تودشکی
امروز صبح ساعت 10:30 به وقت مالزی مادرم عزيزم که از همه دنيا بيشتر دوستشان دارم، زنگ زدند و فرمودند که جزء بازديد کنندگان بلاگ من از ايران هستند و چندين کامنت ويژه هم اظهار نمودند که حتماً همه آنها را بطور جزء بجزء اجرا خواهم نمود. خوب من از شنيدن اين خبر که مادر عزيزم اکنون در جمع ما هستند، خيلی خوشحالم. مطمئنم بر خلاف ميل باطنی، تا چند روز ديگر، بازی در نقش کريه شمر ذی الجوشن را رها نمايم و نقش معنوی قمر بنی هاشم را در نمايش سنتی تعزيه خوانی ايرانی بازی کنم تا خدای ناکرده گرفتار نفرين والدين نشوم. حتی اگر در وسط نمايشنامه روی صحنه نقش قمر را
شخص ديگری در حال ايفا باشد و هيچکس هم حاظر نشود بجای من بدبخت نقش شمر را بازی کند. باعث افتخار من خواهد بود اگر ايشان هم مثل بقيه چنانچه صلاح می دانند نظراتشان را در قسمت نظرات بلاگ بنويسند. و البته خيلی خوشحالتر خواهم شد اگر کاری به عکس پروفايل من نداشته باشند و حواسشان را بدون نگاه کردن به اين عکس به مطالب بلاگ متمرکز نمايند. اين عکس را پس از برگزاری چندين نظر سنجی به درخواست صددرصد خوانندگان اينجا گذاشته ام. اعتبار اين نظر سنجی بين المللی از تمام انتخابات های فرمايشی که در طی اين سی سال در ايران برگزار شده خيلی بيشتر است. همه هم شاهد هستند.
+ نوشته شده در
6 Mar 2009ساعت 19:16
|
آرش تودشکی
بی خوابی زده بود امشب به کله ام و تو اين چهار ماه اخير احساس خنگی زيادی
بهم دست داده. برای همين تصميم گرفتم آزمايش کنم آيا دچار آلزايمر شدم يا
در حال از دست دادن آی کيو ام هستم. تو يک تست آی کيو شرکت کردم. بعد از
جواب دادن به 39 تا سوال (چرا 39 تا؟) در چهل دقيقه، مرتب کردن چند تا شکل
درهم و برهم که معلوم نيست از کدام سوراخشون در آورده بودند نتيجه نهايي
اين شد: نمره آی کيو من 106 است! (اين عدد واحدش چيه؟ معمولاً واحد برای
هر عددی بايد مشخص باشه مثل در مجذور ثانيه، درجه سلسيوس، متر مکعب، ليتر،
صد يا ...) فقط نوشته آی کيو من از متوسط بيشتره! (خودم دارم می بينم) ولی
در حد نرمال در منحنی زنگوله ای شکل آی کيو قرار داره (اين در شکل کاملاً
مشخص است. حالا نمی شد 4 نمره ديگه برای من بيشتر حساب می کرد تا من هم می
شدم بالاتر از حد نرمال؟ اينجا هم شانس نياوردم. اينجا هم همه چيز بايد
مال اين
قشر مرفه
بی درد جامعه باشه.). فقط چيزی که باعث شد به نتيجه شک کنم اينه که نوشته
آی کيو
من از متوسط جنسيت مخالفم خيلی بالاتره! (جايی از جنسيت من سوال نکرده
بود) امان از دست اين فال گير، رمال،
دعا نويس، جنبل و جادوگر، روانشناس،
آمارگير و تدارکچی و قص علی هذا! با توجه به اين نتيجه من معتقد هستم همه
اينها يک مشت جاسوس آدم فروش و ...(حيف که
نمی خواهم بی ادب بشوم) هستند. هميشه هم برای اثبات
فرمولهای از خود درآورديشان و برای بستن دهان مخالف (خام کردن) پای
مشوقهای جنسيتی را پيش می کشند و شروع می کنند به تعريف و تمجيد از آدم.
اين تست
آی کيو هم کاسبی جديدشونه. چهار روز ديگه هم يکی از همين به اصطلاح آغا
زاده ها مسئول سرقفلی صادرات و واردات تست آي کيو خواهد شد. یدون تعارف
فعلاً
همه سر کاريم.
+ نوشته شده در
5 Mar 2009ساعت 3:3
|
آرش تودشکی
جواب:
آنچه که اتفاق افتاده و چيزي که دوباره اتفاق مي افتد، گوياي اين مطلب است که در دنياي پيشرفته امروز، جمعي هنوز وجود دارند که از سنتهاي پوسيده نياکان خود پيروي مي نمايند.
+ نوشته شده در
4 Feb 2009ساعت 19:43
|
آرش تودشکی
در مطالعه ای که توسط محققين وزارت سلامتی ژاپن بر روی 3000 نمونه انجام شد، رابطه معنی داری بين نخوردن صبحانه و از دست دادن بکارت در سنين پايينتر و نوجوانی در بين دختران بدست آمد. در اين گزارش که توسط
Agence France-Presse منتشر شده نشان می دهد دخترانی که صبحانه نمی خورند در سن 17.5 بکارت خود را از دست می دهند، اين در صورتی است که اين ميانگين برای ساير ژاپنیها 19 سال است. از طرف ديگر دخترانی که صبحانه می خورند اولين رابطه جنسی خود را در 19.4 تجربه می کنند. در اين يافته جديد علمی هيچ نشانه ای از نقش پايبندی به اعمال مذهبی، عفاف و غيرت در حفظ بکارت ديده نمی شود.
+ نوشته شده در
29 Dec 2008ساعت 7:57
|
آرش تودشکی
روزنامه
واشينگتن پست با انتشار داستانی تحير برانگيز افشا کرد CIA تنها با هديه دادن چهار قرص معجره گر وياگرا به يک جنگ سالار پير افغان اطلاعات مفيدی را در مورد طالبان بدست آورده است. اين فرمانده جنگی با سنی بالاتر از 60 سال، دارای چهار همسر جوان است. سرانجام، ايالات متحده نه تنها به اطلاعات مفيدی درباره شبکه طالبان دست يافت، بلکه با وقوع اين اتفاق جالب شناخت تازه ای در مورد مشکلات اجتماعی منطقه پيدا کرد تا در پروژه های آتی برای سازمان بسيار راه گشا باشد.
+ نوشته شده در
27 Dec 2008ساعت 7:39
|
آرش تودشکی
وقتي بي پولم هميشه دعا مي کنم که زودتر پولدار شوم. ليستي از آرزوهايم را تهيه مي کنم تا به محض اينکه پولي بدستم رسيد در راه نيل به آمال خرجش کنم. وقتي که به نون و نوايي مي رسم نمي دونم چطوريه که ليست آرزوهايم را گم مي کنم، پول برايم بي ارزش ميشه و الکي به بادش مي دهم. صد بار به خودم قول دادم که اين عادت بد را ترک کنم، اما انگار ترک عادت محاله. دقيقاً حس وقتي را دارم که چند روز توي کشتي روي آب بودم و آرزوي خوابيدن روي زمين سفت را داشتم و وقتي از کشتي پياده مي شدم احساس مي کردم بدون تکان خوردن و از تخت افتادن خواب شب و نوشيدن قهوه بدون اينکه بخواهم مواظب باشم که قبل از سرد شدن و سر کشيدنش از ليوان نريزه بيرون، بهم حال نميده. امروز توي فروشگاه بزرگ متوجه شدم مثل اينکه براي من بي پولي حالش بيشتره. خصوصاً وقتي 9 رينگيت بيشتر تو جيبم نداشتم و بايد براي بنزين زدن به موتورسيکلت و خريد مايحتاج تا آخر هفته برنامه ريزي مي کردم. جداً چقدر جنس کمتر از يک رينگيت توي اين فروشگاه ها هست که وقتي جيبم پر از پول بود هرگز دنبالشون نمي گشتم.
+ نوشته شده در
23 Dec 2008ساعت 22:11
|
آرش تودشکی
حدود سه ماه قبل يک اشتباه کوچک از من سر زد. اتفاق افتادن اين اشتباه يا به عبارتی عدم درست انجام دادن کار اگر چه به هيچ وجه تقصير من نبود، اما در ماه آتی شايد زيان مالی را به من تحميل می کرد. اين بار به خير گذشت ولی باغث بی خوابی شبانه و استرس زيادی بر من در طی روز شد. با تشکر از دوستان عزيزی که اين اشتباه را شب گذشته به من يادآوری کردند.
+ نوشته شده در
18 Dec 2008ساعت 19:55
|
آرش تودشکی
گوگل قابليت جديدی را برای کاربران سرويس Gmail راه اندازی کرد. با اين امکان جديد کاربران می توانند با استفاده از طريق Gmail بصورت رو در رو با هم صحبت کنند و هم ديگر را ببينند. استفاده از اين قابليت جديد بسيار آسان بوده و تنها لوازم جانبی مورد نياز يک دوربين Webcam می باشد. سيستم عامل پيشنهادی برای اين سرويس Windows Xp يا سيستم های عامل جديد تر است. ويژگی اين سرويس عدم نياز به نصب نرم افزار اضافی (فقط با تنظيم خودکار مرورگر که با استفاده از لينک دانلود کم حجم و تنظيمات Gmail امکانپذيره) بر روی کامپيوترتان است. اين سرويس جديد Gmail voice and Video chat نام دارد. شعار اين سرويس جديد هم اينه: "خانواده و دوستان خود را در داخل Gmail ملاقات کنيد."
+ نوشته شده در
14 Nov 2008ساعت 10:2
|
آرش تودشکی
گاهی چنان بنظر می رسد که هيچ اميدی نيست و همه چيز تاريک و ناشناخته ديده می شود. جوانه شکوفه گلهای با طراوت هنوز در باغ و صحرا مانده اند. و در هنگام غروب آنجا تنها باد است که می وزد. پس بگذار تا شمعی را با هم روشن کنيم... شمعی را روشن کنيم... بگذار شمعی را روشن کنيم محبوب من. يکهزار شمع در اين تاريکی. آنگاه دلهامان روشن خواهد شد. (سويکا پيک/ يواو گينای)
+ نوشته شده در
10 Nov 2008ساعت 13:42
|
آرش تودشکی
چه خوش گفت فردوسی پاکزاد/ که رحمت بر و تربت پاک باد
زن و اژدها هر دو در خاک به/ جهان پاک از اين هر دو ناپاک به
زنان را ستايی سگان را ستا/ که يک سگ به از صد زن پارسا
پس پرده هر کس که دختر بود/ اگر تاج دار است بد اختر بود
چو زن زاد دختر دهيدش به گرگ/ که نامش ضعيف است و ننگش بزرگ
(شيخ اجل سعدی شيرازی)
+ نوشته شده در
6 Nov 2008ساعت 21:36
|
آرش تودشکی
جواب دوستی که از تکراری بودن مطالب بلاگ دائماً گله دارد. 99 درصد مطالب اينجا از ساير بلاگها کپی و پيست می شود. من نه متخصص هستم، نه روانشناس، نه مفسر و تحليلگر خبری، نه جنراتور توليد خبر، نه بيکار و نه آن چيزی که شما فکر می کنيد. هر چيز جالب و جای بحثی را در اينترنت ببينم يک کمی تغييرش می دهم و با کوچک يا بزرگتر نشاندادن بعضی از قسمت ها به سليقه شخصی اينجا آپ می کنم. قسمت نظرات هم بدون محدوديت و بدون هيچ نظارت استصوابی برای همه باز است و هر کس می تونه آزادانه نظراتش را بنويسه. و منتظر نظرات بقيه خوانندگان در مورد نظر خودش باشه.
+ نوشته شده در
5 Nov 2008ساعت 6:48
|